زدن خسرو شکیبایی هدیه تهرانی کارگردانی محصول

زدن: خسرو شکیبایی هدیه تهرانی کارگردانی محصول فرهنگ ایران فرهنگ و هنر سینما

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی یک عمر در راه مصدق , حسین شاه حسینی

عزت الله سحابی در خاطرات خود راجع به نحوه آشنایی با شاه حسینی می نویسد: بعد از کودتای 28 مرداد 1332 نشریه راه مصدق را مخفیانه منتشر می کردیم و… 

یک عمر در راه مصدق , حسین شاه حسینی

حسین شاه حسینی؛ یک عمر در راه مصدق

عبارات مهم : ایران

عزت الله سحابی در خاطرات خود راجع به نحوه آشنایی با شاه حسینی می نویسد: بعد از کودتای 28 مرداد 1332 نشریه راه مصدق را مخفیانه منتشر می کردیم و…

با درگذشت «حسین شاه حسینی» یکی دیگر از سروهای کهن سال سیاست در این مرز و بوم افتاد و صورت در نقاب خاک کشید.

یک عمر در راه مصدق , حسین شاه حسینی

حسین شاه حسینی 90 سال در این دنیا زیست ولی نام او بیش از هر واژه و شخص دیگری با دکتر محمد مصدق پیوند خورده بود و در تمام 70 سال زندگی سیاسی یک دم این یاد را فرونکاست.

با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 و در پی تشکیل دولت موقت به ریاست مهندس مهدی بازرگان، حسین شاه حسینی به عنوان معاون نخست وزیر و رییس شرکت تربیت بدنی منصوب شد و بعد از کناره گیری این دولت و تا نخست وزیری و دولت شهید رجایی با ریاست کمیته ملی المپیک در صحنه ورزش باقی ماند.

عزت الله سحابی در خاطرات خود راجع به نحوه آشنایی با شاه حسینی می نویسد: بعد از کودتای 28 مرداد 1332 نشریه راه مصدق را مخفیانه منتشر می کردیم و… 

همین صبغه ورزشی و رابطه بهتر با نیروهای مذهبی و الفت دیرین با اشخاص پر سابقه انقلابی و مواضع آشتی جویانه تر موجب شد در پی طرد نیروهای ملی از حاکمیت و خروج بعضی از آنها از کشور او به آینده بعضی دیگر گرفتار نشود و 90 سال در این خاک زیست و در این خاک هم چشم از دنیا فروبست.

همین چندی پیش بود که طاهر احمد زاده دیگر مبارز قدیمی هم در کهن سالی درگذشت و هر چند اینان سال ها در بایکوت اخبار رسمی بودند ولی به لطف اینترنت و اینستاگرام، تلگرام، شبکۀ اجتماعی فیس بوک و … این گونه خبرها دیگر در حبس و حصر نمی ماند و به طرفه العینی منتشر می شود.

برای این که بدانیم حسین شاه حسینی که بود نقل خاطره ای از مرحوم عزت الله سحابی در کتاب «نیم قرن خاطره و تجربه» – صفحه 174- می تواند گویا باشد:

یک عمر در راه مصدق , حسین شاه حسینی

« یکی از فعالیت های نهضت مقاومت – بعد از کودتای 28 مرداد 1332- که من هم در آن سهیم بودم، انتشار نشریه راه مصدق بود.مسؤول چاپ نشریه فردی بود به نام احمد توانگر…

پس از انتشار سومین شماره راه مصدق محل چاپخانه به وسیله محرمعلی خان که کارشناس مطبوعات و معروف بود کشف شد. صاحب چاپخانه هم بعد از دستگیری احمد توانگر را معرفی کرد. توانگر را بردند نزد تیمور بختیار فرماندار نظامی تهران.

عزت الله سحابی در خاطرات خود راجع به نحوه آشنایی با شاه حسینی می نویسد: بعد از کودتای 28 مرداد 1332 نشریه راه مصدق را مخفیانه منتشر می کردیم و… 

بختیار گفت: این چه کاری است؟ توانگر پاسخ داد: مرحوم محمد مسعود در روزنامه مرد امروز نوشت: کشور عزیزمان ایران بهشت جنایتکاران هست. من می خواستم کشور عزیزمان ایران را از چنگ جنایتکاران درآورم و حالا می بینم دوباره در دست جنایتکارهاست. مأموران ریختد سر او و آن قدر کتکش زدند تا بی هوش شد… دکتر صدیقی که در زندان بود می گفت: از پشت گردن تا نوک پای توانگر بر اثر ضربات شلاق سیاه شده است و پایش به خاطر خون مردگی دچار مسئله شده است بود.»

این خاطره در ابتدا نقل شد تا بدانیم انتشار نشریه «راه مصدق» بعد از سقوط مصدق و هنگام اختفای دکتر فاطمی چه هزینه ای دربر داشت ولی آن که ادامه راه را می پذیرد کسی نیست جز حسین شاه حسینی.

یک عمر در راه مصدق , حسین شاه حسینی

مهندس سحابی می نویسد: « بعد از دستگیری احمد توانگر و حتی بعد از آزادی او با مسئله چاپ رو به رو شدیم. در آن روزها بود که من با آقای حسین شاه حسینی آشنا شدم و ایشان مسؤولیت چاپ نشریه راه مصدق را بر عهده گرفتند. در آن وقت در پایتخت کشور عزیزمان ایران کسی که چاپ نشریه را تقبل کند پیدا نکردیم. آقای شاه حسینی با روابطی که داشت نشریه را جهت چاپ به چاپخانه ای در یکی از شهرستان ها سپرد.»

این که در دوران وکالت و صدارت مصدق با او باشی یا در سال های 20 تا 32 در فضای باز سیاسی فعالیت کنی یک بحث است و این که اندک زمانی بعد از کودتا که به تعبیر اخوان ثالث « هوا، بس ناجوانمردانه سرد» شده است بود منشتر شدن نشریه «راه مصدق» بکوشی تا بگویی این چراغ همچنان روشن است و بهای سنگین آن را به جان بخری، بحثی است دیگر و حسین شاه حسینی یک عمر به راه مصدق وفادار ماند.

رد پای مهم دیگر او در سیاست را 10 سال بعد می توان جُست. در سال 1342. دکتر ابراهیم یزدی می نویسد:

«دولت اعلام کرد انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی برگزار می شود و شاه گفت به دولت دستور می دهم انتخابات را آزاد برگزار کند.»

حکومت کشور عزیزمان ایران تحت فشار آمریکا و جهت درنغلتیدن فعالان سیاسی به سوی کمونیست ها ناگزیر از برگزاری انتخاباتی متفاوت شده است بود. در خاطرات دکتر یزدی آمده است: «دکتر اقبال ولی گفت: انتخابات آزاد است ولی نه جهت مصدقی ها. در پی آن یک کمیته 5 نفری خاص انتخابات تشکیل شد با عضویت مهندس بازرگان، حسین شاه حسینی، نصرت الله امینی، شمشیری و من (یزدی).»

حسین شاه حسینی در دهه های آخر عمر هم کوشید نام جبهه ملی را زنده نگاه دارد ولی این بخش مدنظر این گفتار نیست ولی او زیاد دل باخته شخص مصدق و شیفته شخصیت دکتر فاطمی بود و در حفظ مجموعه احمد آباد نیز نقش مؤثری ایفا کرد.

او نقل خاطرات تاریخی هم می کوشید جانب انصاف را رعایت کند. به عنوان مثال بارها گفته بود که تروردکتر فاطمی تصمیم کمیته مرکزی فداییان اسلام نبود:

« حاج مهدی عراقی از شخصیت های فداییان اسلام هم گفته که کمیته مرکزی تصمیم به ترور دکتر فاطمی نگرفت. در آن وقت نواب صفوی زندان بوده و واحدی اداره می کرد. حاج ابراهیم صرافان در لاله زار مغازه آنتیک فروشی داشت و در چهارراه سرچشمه هم یک مغازه کفاشی داشت و مرسوم است که او با سید ضیاء در ارتباط بود و از طریق پولی که گرفته بود اسلحه تهیه کرد و در اختیار عبدخدایی گذاشت. عبد خدایی تحت تأثیر واحدی بود و واحدی غیر نواب بود. عبدخدایی را گزینش کردند چون سنش کم بود و قاتل زیر سن قانونی را قصاص نمی کردند.» – [دوماهنامه چشم انداز ایران، شماره94، آبان 94]

ممکن است با بعضی از آرای فردی یا تعلقات حزبی یا سیاسی موافق باشیم یا نباشیم. ولی انسان هایی مانند حسین شاه حسینی که یک عمر با شرف زندگی می کنند و در عین فعالیت اقتصادی و کشاورزی و موفقیت در این عرصه ها سیاست و دغدغه جامعه را را رها نمی کنند و تنها در اندیشه خود و خانواده نیستند جوامع پول زده و مادی شده است ای چون اوضاع فعلی کشور عزیزمان ایران ما را از خطر دورشدن کامل از هویت جمعی و خاطره یکسان دور می کنند.

هانا آرنت می گوید: «باید به زندگی خود معنی دهیم و من با سیاست به زندگی ام معنی می دهم». شاه حسینی با نام مصدق به زندگی خود معنی داد. آدم هایی مانند او اجازه ندادند این چراغ خاموش شود.

همین حالا و در صبح چهارم دی ماه 1396 خورشیدی بیش از 64 سال از کودتای 28 مرداد و سقوط مصدق می گذرد و در طول این 64 سال تنها در فاصله بهمن 1357 تا خرداد 1360 و کمتر از سه سال نام مصدق در رسانه های رسمی مطرح بوده ولی 64 سال است که این نام زنده است.

نگاه کنید به فرجام نخست وزیران بعد از مصدق در حکومت گذشته. کدام یک در این خاک خفتند جز آنها که به تیری از پای افتادند؟ یا به تبعید رفتند و درسکوت مردند یا در داخل با تیر ترور یا اعدام شدند و انگار تنها مصدق است که اگر هم در حبس خانگی می میرد و مردم مجال حضور نمی یابند این اتفاق 11 سال بعد و در پی پیروزی انقلاب رخ می دهد و در 14 اسفند 1357 یک میلیون نفر این تأخیر را جبران می کنند.

این چراغ را امثال حسین شاه حسینی روشن نگاه داشته بودند. رسالت او در این دنیا همین بود. چراغ وجود خود او ولی در شامگاه سوم دی 1396 خاموش شد.

عصر ایران/مهرداد خدیر

واژه های کلیدی: ایران | زندگی | سیاسی | انتخابات | اخبار سیاسی و اجتماعی


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz